حمله خرس سياه به شكارچيان

يك خرس سياه آسيايي در حمله به يك روستايي كشميري كه همراه يك گروه قصد شگار او را داشتند او را به شدت مصدوم كرد.

 

 

دمت گرم آقا خرسه .....

 به نقل از سایت http://tabnak.ir

 

 

فیلی که به بهشت رفت

اندر احوال سیرک ایتالیایی که با همکاری و مشارکت سازمان محیط زیست !!!! .... در اکو پارک پردیسان افتتاح گردید  و در ادامه صحبتهای خانم دکتر در برنامه فرجه شبکه ۴ سیما ...ایشان نگرانی و ناراحتی خودشان بابت از دست رفتن فیل سیرک اینگونه بیان کردند : که بندگان خدا فیلشان را هم از دست دادند!!!

نمی دانم بندگان خدا فقط انسانها هستند ؟؟؟ وای چه موجودیست این انسان دو پا ..

فیلی که از دست رفت مطمئنا آرزوی مرگ را همیشه داشته و باز مطمئنا به بهشت رفت تا از دست جور و ستم آدمیان راحت شود ...

فیلی که مدتها در این سیرک به ضرب شلاقهای دردناک و انسانهای ترسناک انواع اقسام نمایشهای مضحک از خود در می آورد  و ما انسانها می خندیم و می گوییم وای چه هوشی و چه ذکاوتی دارد این حیوان ..وای بر ما که اینگونه می گوییم ...

این موجود نازنین بعد از طی سفری طولانی به ایران ما می  رسد ..

جایی که هیچ گونه ارزشی برای حیوانات و حقوقشان قائل نیستند ... و اینگونه جسم بی روحش به این خاک رسید ( در جوار سازمانی که مدعی حقوق حیوانات هم هست ) شاید پیام مظلومیت حیوانات به گوش ما انسانها برسد ...

 

فیلی که به بهشت رفت .

خبری تاسف انگیز.....

به شهادت رسیدن دو تن از نیروهای جوان محیطبان در منطقه دزفول ( خوزستان )  به تمام سبز اندیشان ایران تسلیت  باد .

 

متاسفانه امروز صبح طی خبری از رادیو محترم جوان خبر دار شدیم .. دو تن دیگر از محیطبانان عزیز مان در پی تعقیب و گریز شکارچیان متخلف ( پروانه دار !!!) به درجه رفیع شهادت رسیدند. این دو بزرگوار طی بازرسی خودروی سمند شکارچی متخلف که در بین مزارع نیشکر توقف کرده بودند با لاشه شکار شده ۳ دراج مواجه شدند .. که با به فرار گذاشتن شکارچیان ایشان با خودروی محیط بانی اقدام به تعقیب و گریز می کنند که متاسفانه خودرو واژگون شده و این دو عزیز به شهادت می رسند...

متاسفانه هنوز خبر دقیقی در این باره بر روی خبرگزاریها نرفته ...

 

به جز تاسف حرف دیگری نمی شه گفت ... آقایان شکارچی با پروانه در منطقه حضور داشته اند آن هم شکار کبوتر وحشی ... نه دراج کمیاب .....

 

متاسفم ..

اجرای مانور نظامی در پارک های ملی ..!!

با سلام

امروز تصمیم دارم در موردی بنویسم که خیلی از دوستان وبلاگ نویس هم در مورد آن نوشته اند . ..

حالا شاید با تکرار مکررات اثر گذار باشد ...

 

اجرای مانور نظامی در پارک ملی کویر  !!!!

متاسفانه طبق نوشته ها و شواهد در حدود ۳ تا ۴ هفته پیش مانوری  بوسیله یکی از ارگانهای نظامی کشور در منطقه کویر مرکزی و متاسفانه ناراحت کننده تر  پارک ملی کویر ..( یکی از زیستگاههای دو موجود نازنین و کمیاب یوز پلنگ زیبای ایرانی و گور خر ایرانی و... ) انجام گرفته است .. در مورد مساله مستندات و شاهدان موجود است ... خود بنده هم حدود ۳ سال پیش در همین منطقه موفق به کشف و برداشت و خارج کردن ۳ عدد خوشه توپ تانک شدم  !!!! البته دوستان طبیعت گرد  با اینجور مسائل برخوردهای زیادی داشتند .... بگذریم ... اول از همه یک سئوال دارم ...

- مگر پارک ملی بالاترین مرجع زیست محیطی برای هر کشور نیست  ؟ و در دجه بندی ها جزو زون شماره یک حفاظت نیست ؟

پس چطور یک ارگان نظامی به خودشان اجازه می دهند آن را زیر پوتین های خود له کنند ؟   ...

به نقل از همشهری روز چهارشنبه ۱۶/۸/۸۶ ( آقای اسداله افلاکی )

براساس اين ديدگاه دركشور ما يك طبقه‌بندي چهارگانه وجود دارد كه عبارت‌اند از: پارك ملي، پناهگاه حيات‌وحش، مناطق حفاظت شده و آثار طبيعي ملي. اين طبقه‌بندي در سال‌هاي 1352 و 1353 تحقق پيدا كرد كه البته در آن زمان بسيار مترقي بود چرا كه براساس ضوابط به حفاظت از طبيعت و منابع طبيعي و حيات‌وحش كه از سوي نشريه اي.يو.سي.ان (اتحاديه جهاني حفاظت از طبيعت و منابع طبيعي) ديكته مي‌شد اين طبقه بندي صورت گرفته بود.

 اما نكته اينجاست كه هر چند اين طبقه بندي در زمان خودش بسيار مترقي و مطلوب بود اما از آن زمان تاكنون اي.يو.سي.ان چند بار طبقه‌بندي مناطق تحت حفاظت را مورد تجديدنظر قرار داده و در اين زمينه توصيه‌هاي فراواني كرده است از جمله يك طبقه‌بندي دهگانه و در پي آن هشت‌گانه ارائه كرده اما الان توصيه اين نهاد بين‌المللي يك طبقه‌بندي شش گانه است.

در حالي كه ما هنوز در همان جاي نخست هستيم. به عبارت ديگر، در طول اين سال‌ها بايد اين طبقه‌بندي اجرا شده در كشور با شرايط روز دنيا تطبيق داده مي‌شد و روي آن كار صورت مي‌گرفت اما واقعيت اين است كه يك گام هم در اين زمينه برداشته نشده است.»

پس می بینیم که هیچ حرکتی در مورد بهتر حفظ کردن و تطبیق آن به روز در مملکت ما وجود ندارد .!!

مورد بعدی این هست که ما می توانیم کسانی را به اینجور فضاها و مکان ها ببریم که به نفع آنجا می باشد .. نه اینکه مانور نظامی برقرار کنیم  !

براي نمونه تصور كنيد فردي كه هرگز از پارك ملي گلستان ديدن نكرده، يكي يا دو روز را در اين پارك بگذراند و در آنجا به كمك راهنما با دوربين گوزن‌ها، مرال‌ها و كل و بزها را تماشا كند اين شخص وقتي به خانه بازگردد اگر بشنود كسي حتي از دوستان و آشنايانش بخواهد براي شكار به پارك گلستان برود مطمئن باشيد با آنها مخالفت مي‌كند.

باز اینرا بگویم که موقعی که برای بازدید پارک ملی کویر رفته بودیم به اتفاق گروهی از علاقه مندان  واقعی طبیعت و حیات وحش بود .  برای ورود زمان زیادی معطل شدیم تا مجوز ما با تهران چک شود تا اجازه ورود بگیریم  .. در حالی که چند دقیقه بعد اتوبوسی از کارمندان محترم شهرداری گرمسار که هدفی جز خوردن کباب نداشتند بدون هیچ مشکلی وارد منطق شدن ... نمی گویم که چرا آمدن ولی  مسئله این است که آنها نمی دانستند کجا آمده اند ؟؟؟!!!!

 متأسفانه الان تصويري كه از تفرج دركشور ما وجود دارد اين است كه چند نفر بروند زير يك درخت و آنجا غذا بخورند و تخمه بشكنند كه البته اين ناشي از كوتاهي كارشناسان، صاحبنظران و مجموعه دست‌اندركاران محيط زيست است و به دليل آن است كه هنوز ضوابط و مقررات زيست‌محيطي در كشور جايي ندارد و رعايت نمي‌شود.

 

باز به نقل از همشهری :

وقتي ما يك پارك را زون‌بندي (طبقه‌بندي) مي‌كنيم در زون اول كه بسيار حساس است حتي اجازه نمي‌دهيم كه مأموران حفاظت پارك هم وارد آن شوند به طوري اين بخش تنها به شيوه ديده‌باني حفاظت مي‌شود، چرا كه در اين بخش شرايط زيستي خاصي وجود دارد و از اين نظر بسيار آسيب‌پذير است.

 زون دوم، سطح اصلي پارك ملي يا منطقه حفاظت شده را دربرمي‌گيرد در اين زون ارزش‌هاي اكولوژيكي بسيار بالايي وجود دارد اما حساسيت آن كمتر از زون اول است با اين همه، تفرج در اين بخش ممنوع است.

 اما در عين حال يك زون گسترده براي تفرج در نظر گرفته شده كه بازديد‌كنندگان مي‌توانند از طريق راه‌هاي پياده‌رو مخصوص، وارد اين منطقه شوند. اين راه‌ها به گونه‌اي طراحي شده كه تمام قسمت‌هايي كه ورود به آن  ممنوع است در معرض ديد باشد البته در اين زون تفرج نه ساختماني ساخته مي‌شود و نه كسي توقف شبانه دارد.

 حالا ببینید که چگونه ارگان نظامی ما اقدام به مانور نظامی در پارک ملی کویر می کند جایی که در دهه ۷۰ یوز پلنگ زیبای ایرانی دیده شد و ....  

 

حرف های بسیاری هست که در این مجال نمیگنجد .. به هر حال کاری باید کرد

متشکرم ..

 

روز  کوروش شاد باد

 

 ۷ آبان روزجهاني كوروش پادشاه هخامنشي است. كوروش به سال 550 ق. م

 دولت ايران هخامنشي را بنياد نهاد و پاسارگاد را به عنوان اولين پايتخت خود انتخاب

 كرد كه دشتي بود پهناور و خرم كه از رودي سيراب مي شد.

 

 

روز 29 اکتبر، روز کورش بزرگ،

و سالگرد صدور اولین منشور حقوق بشر، را گرامي بداريم

بيست و پنج قرن قبل، در زمانه ای که توحش بر زندگی انسان ها چيرگی داشت، بيانيه ای انسان مدارنه و متمدنانه

 بر کتيبه ای خطاب به مردم «چهار گوشه جهان»  نوشته شد که به مسایلی مهم در ارتباط با حقوق انسان می پرداخت؛

مسایلی که نه تنها در آن زمانه که قرن های قرن پس از آن و حتی امروزه نيز می تواند الهام بخش همه کسانی باشد که

به انسان، و حقوق او باور دارند. اين بيانیه که به نام «منشور کوروش بزرگ» شناخته می شود، بر الغاي تبعيضات

نژادي و ملي، آزادي انتخاب محل سکونت، الغاي برده داري، آزادي دين و مذهب و تلاش براي صلح پايدار ميان ملت ها

تاکید کرده است. اين منشور، که از سوي مردمان ايران زمين و از زبان رهبر سياسی خود کورش بزرگ، پايه گذار

اولين امپراتوری جهان به بشريت هديه شده، در سال 1971 از سوي سازمان ملل متحد به عنوان اولين اعلاميه

حقوق بشر جهان شناخته شد و، بدينسان، این افتخار به نام ايران، به عنوان مهد نخستين اعلاميه ی حقوق بشر،

 در تاريخ جهانی ثبت شد. اکنون و متاسفانه، ملت ايران از اين حقوق، که خود در درک، اعلام و تصويب آن سهم داشته اند،

برخوردار نيست و دولت حاکم بر ايران نه تنها به اين حقوق کمترين بهايي نمی دهد بلکه حتی آرامگاه و شهر

کوروش بزرگ، که از سوی سازمان يونسکو به عنوان «مکانی مقدس» در ليست گنجينه های بشری ثبت شده،

به شکل های مختلفی (عمدی و غير عمدی)  در خطر ويرانی جدی قرار داده است. کميته بين المللی نجات پاسارگاد،

 که سه سال است به وسيله ی گروه کثيری از فرهنگدوستان و علاقمندان  به ميراث های ملی و جهانی ايران 

 تشکيل شده، بار ديگر، در سالروز صدور منشور کورش بزرگ، با تقديم بيشترين وبهترين شادباش های خود،

از همه ی دوستداران حقوق بشر و علاقمندان به ميراث های ملی و جهانی تقاضا دارد که مصرانه و مداوم از سازمان های

حقوق بشر،سازمان ملل و به خصوص يونسکو بخواهند تا اين گنجينه بشری را (که تقدس خود را از اهميتی که

 کورش بزرگ برای انسان می  شناخت به دست آورده) از ويرانی بيشتر نجات دهند. 

با مهر واحترام

کميته بين المللی نجات پاسارگاد

اکتبر 2007

www.savepasargad.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کوروش دوم

 

کوروش دوم، معروف به کوروش کبیر (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد). اين نام در پارسی باستان ‏(Kūruš) ،در كتيبه‌هاى عیلامی، Ku-rash ، دركتيبه‌هاى بابلی، Ku-ra-ash و در یونانی، Κῦρος آمده است. صورت لاتینی شدهٔ آن سیروس يا سایروس (Cyrus) و صورت عبری آن كورش (Koresh) مي باشد. شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است. کوروش نخستین شاه ایران و بنیان‌گذار دورهٔ شاهنشاهی ایرانیان می‌‌باشد.

ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان، که وی ممالک ایشان را تسخیر کرده بود، ‌او را سرور و قانونگذار می‌‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسح‌شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ‌ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌‌دانستند . درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چندگانگی وجود دارد و این که به واقع ذوالقرنین چه کسی است به طور قطعی مشخص نشده است. کوروش سردودمان هخامنشی، داریوش بزرگ، خشایارشا، اسکندر مقدونی گزینه‌هایی هستند که جهت پیدا شدن ذوالقرنین واقعی درباره آنها تحقیقاتی صورت گرفته، اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی و تطبیق آن با آیات قرآن، تورات، و انجیل تنها کوروش بزرگ است که موجه‌ترین دلایل را برای احراز این لقب دارا می‌‌باشد.عده ای از فقهای معاصر شیعه نیز کوروش را ذوالقرنین پیغمبر الهی میدانند. ایت الله علامه طباطبایی-ایت الله مکارم شیرازی- ایت الله صانعی از معتقدان این نظر هستند.

 

 

 

 

  

 دوره جوانی

 کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می‌‌رسد که برای چند نسل بر انشان(شمال خوزستان کنونی)، در جنوب غربی ایران، حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سفالینهٔ استوانه شکلی محل حکومت آن‌ها را نقش کرده است. بنیانگذار سلسلهٔ هخامنشی، شاه هخامنش انشان بوده که در حدود ۷۰۰می‌زیسته است. پس از مرگ او،فرزندش چا ايش پيش به حکومت انشان رسید. حکومت چا ایش پیش نیز پس از مرگش توسط دو نفر از پسرانش کوروش اول شاه انشان و آريارامن شاه پارس دنبال شد. سپس، پسران هر کدام، به ترتیب کمبوجيه اول شاه انشان و آرشام شاه پارس، بعد از آن‌ها حکومت کردند. کمبوجیه اول با شاهدخت ماندانا دختر آژي دهاک يا آستياگ پادشاه ماد ازدواج کرد و کوروش بزرگ نتیجه این ازدواج بود.

تاریخ نویسان باستانی از قبیل هرودوت، گزنفون وکتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه می‌‌باشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس و حسن پیرنیا، شرح چگونگی زایش کوروش را از هرودوت برگرفته‌اند. بنا به نوشته هرودوت، آژي دهاک شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد. آژي دهاک تعبیر خواب خویش را از مغ‌ها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که آژي دهاک تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد، زیرا می‌‌ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابر این آژي دهاک دختر خود را به کمبوجیه اول شاه آنشان که خراجگزار ماد بود، به زناشویی داد.

ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانید. پادشاه ماد، این بار هم از مغ‌ها تعبیر خوابش را خواست و آنها اظهار داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش ماندانا فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد. آستیاگ بمراتب بیش از خواب اولش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور طلبید. دخترش به همدان نزد وی آمد. پادشاه ماد بر اساس خوابهایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، پس زادهٔ دخترش را به یکی از بستگانش بنام هارپاگ، که در ضمن وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند. هارپاگ طفل را به خانه آورد و ماجرا را با همسرش در میان گذاشت. در پاسخ به پرسش همسرش راجع به سرنوشت کوروش، هارپاگ پاسخ داد وی دست به چنین جنایتی نخواهد آلود، چون یکم کودک با او خوشایند است. دوم چون شاه فرزندان زیاد ندارد دخترش ممکن است جانشین او گردد، در این صورت معلوم است شهبانو با کشنده فرزندش مدارا نخواهد کرد. پس کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به‌ نام میترادات (مهرداد) داد و از از خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمهٔ ددان گردد.

چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سپاکو از موضوع با خبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. مهرداد شهامت این کار را نداشت، ولی در پایان نظر همسرش را پذیرفت. پس جسد مرده فرزندش را به ماموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت.

روزی کوروش که به پسر چوپان معروف بود، با گروهی از فرزندان امیرزادگان بازی می‌‌کرد. آنها قرار گذاشتند یک نفر را از میان خود به نام شاه تعیین کنند و کوروش را برای این کار برگزیدند. کوروش همبازیهای خود را به دسته‌های مختلف بخش کرد و برای هر یک وظیفه‌ای تعیین نمود و دستور داد پسر آرتم بارس را که از شاهزادگان و سالاران درجه اول پادشاه بود و از وی فرمانبرداری نکرده بود تنبیه کنند. پس از پایان ماجرا، فرزند آرتم بارس به پدر شکایت برد که پسر یک چوپان دستور داده است وی را تنبیه کنند. پدرش او را نزد آژي دهاک برد و دادخواهی کرد که فرزند یک چوپان پسر او را تنبیه و بدنش را مضروب کرده است. شاه چوپان و کوروش را احضار کرد و از کوروش سوال کرد: "تو چگونه جرأت کردی با فرزند کسی که بعد از من دارای بزرگ‌ترین مقام کشوری است، چنین کنی؟" کوروش پاسخ داد: "در این باره حق با من است، زیرا همه آن‌ها مرا به پادشاهی برگزیده بودند و چون او از من فرمانبرداری نکرد، من دستور تنبیه او را دادم، حال اگر شایسته مجازات می‌‌باشم، اختیار با توست."

  • آژي دهاک از دلاوری کوروش و شباهت وی با خودش به اندیشه افتاد. در ضمن بیاد آورد، مدت زمانی که از رویداد رها کردن طفل دخترش به کوه می‌‌گذرد با سن این کودک برابری می‌کند. بنابراین آرتم بارس را قانع کرد که در این باره دستور لازم را صادر خواهد کرد و او را مرخص کرد. سپس از چوپان درباره هویت طفل مذکور پرسشهایی به عمل آورد. چوپان پاسخ داد: "این طفل فرزند من است و مادرش نیز زنده است." اما شاه نتوانست گفته چوپان را قبول کند و دستور داد زیر شکنجه واقعیت امر را از وی جویا شوند.

چوپان ناچار به اعتراف شد و حقیقت امر را برای آژي دهاک آشکار کرد و با زاری از او بخشش خواست. سپس آژي دهاک دستور به احضار هارپاگ داد و چون او چوپان را در حضور پادشاه دید، موضوع را حدس زد و در برابر پرسش آژي دهاک که از او پرسید: "با طفل دخترم چه کردی و چگونه او را کشتی؟" پاسخ داد: "پس از آن که طفل را به خانه بردم، تصمیم گرفتم کاری کنم که هم دستور تو را اجرا کرده باشم و هم مرتکب قتل فرزند دخترت نشده باشم" و ماجرا را به طور کامل نقل نمود.(رضايي،دکتر عبدالعظيم،تاريخ ده هزار ساله ايران) آژي دهاک چون از ماجرا خبردار گرديد خطاب به هارپاگ گفت :امشب به افتخار زنده بودن و پيدا کردن کوروش جشني در دربار برپا خواهم کرد. پس تو نيز به خانه برو و خود را براي جشن آماده کن و پسرت را به اينجا بفرست تا با کوروش بازي کند. هارپاگ چنين کرد. از آنطرف آژي دهاک مغان را به حضور طلبيد و در مورد کورش و خوابهايي که قبلاً ديده بود دوباره سوال کرد و نظر آنها را پرسيد. مغان به وي گفتند که شاه نبايد نگران باشد زيرا رويا به حقيقت پيوسته و کوروش در حين بازي شاه شده است پس ديگر جاي نگراني ندارد و قبلاً نيز اتفاق افتاده که روياها به اين صورت تعبير گردند. شاه از اين ماجرا خوشحال شد. شب هنگام هارپاگ خوشحال و بي خبر از همه جا به مهماني آمد. شاه دستور داد تا از گوشتهايي که آماده کرده اند به هارپاگ بدهند ؛ سپس به هارپاگ گفت مي خواهي بداني که اين گوشتهاي لذيذ که خوردي چگونه تهيه شده اند.سپس دستور داد ظرفي را که حاوي سر و دست و پاهاي بريده فرزند هارپاگ بود را به وي نشان دهند . هنگامي که ماموران شاه درپوش ظرف را برداشتند هارپاگ سر و دست و پاهاي بريده فرزند خود را ديد و گرچه به وحشت افتاده بود. خود را کنترول نمود و هيچ تغييري در صورت وي رخ نداد و خطاب به شاه گفت: هرچه شاه انجام دهد همان درست است و ما فرمانبرداريم.اين نتيجه نافرماني هارپاگ از دستور شاه در کشتن کوروش بود.(رضايي،دکتر عبدالعظيم،تاريخ ده هزار ساله ايران)

کوروش براي مدتي در دربار آژي دهاک ماند سپس به دستور وي عازم آنشان شد . پدر کوروش کمبوجيه اول و مادرش ماندانا از وي استقبال گرمي به عمل آوردند. کوروش در دربار کمبوجیه اول خو و اخلاق والای انسانی پارس‌ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته آن‌ها را آموخت و با آموزش‌های سختی که سربازان پارس فرامی‌گرفتند پرورش یافت. بعد از مرگ پدر وي شاه آنشان شد.(رضايي،دکتر عبدالعظيم،تاريخ ده هزار ساله ايران)

 دوره قدرت

 

بعد از آنکه کوروش شاه آنشان شد در انديشه حمله به مادافتاد.دراين ميان هارپاگ نقشي عمده بازي کرد.هارپاگ بزرگان ماد را که از نخوت و شدت عمل شاهنشاه ناراضی بودند بر ضد ایشتوویگو(آژي دهاک)شورانید و موفق شد، کوروش را وادار کند بر ضد پادشاه ماد لشکرکشی کند و او را شکست بدهد.با شکست کشور ماد به‌وسیله پارس که کشور دست نشانده و تابع آن بود، پادشاهی ۳۵ سالهایشتوویگو پادشاه ماد به انتها رسید، اما به گفته هرودوت کوروش به ایشتوویگو آسیبی وارد نیاورد و او را نزد خود نگه داشت. کوروش به این شیوه در ۵۴۶ پادشاهی ماد و ایران را به دست گرفت و خود را پادشاه ایران اعلام نمود.کوروش پس از آنکه ماد و پارس را متحد کرد و خود را شاه ماد و پارس نامید، در حالیکه بابل به او خیانت کرده بود، خردمندانه از قارون، شاه لیدی خواست تا حکومت او را به رسمیت بشناسد و در عوض کوروش نیز سلطنت او را بر لیدی قبول نماید. اما قارون (کرزوس) در کمال کم خردی به جای قبول این پیشنهاد به فکر گسترش مرزهای کشور خود افتاد و به این خاطر با شتاب سپاهیانش را از رود هالسی (قزل‌ایرماق امروزی در کشور ترکیه) که مرز کشوری وی و ماد بود گذراند و کوروش هم با دیدن این حرکت خصمانه، از همدان به سوی لیدی حرکت کرد و دژسارد که آن را تسخیر ناپذیر می‌پنداشتند، با صعود تعدادی از سربازان ایرانی از دیواره‌های آن سقوط کرد و قارون (کروزوس)، شاه لیدی به اسارت ایرانیان درآمد و کوروش مرز کشور خود را به دریای روم و همسایگی یونانیان رسانید. نکته قابل توجه رفتار کوروش پس ازشکست قارون است. کوروش، شاه شکست خورده لیدی را نکشت و تحقیر ننمود، بلکه تا پایان عمر تحت حمایت کوروش زندگی کرد و مردمسارد علی رغم آن که حدود سه ماه لشکریان کوروش را در شرایط جنگی و در حالت محاصره شهر خود معطل کرده بودند، مشمول عفو شدند. پس از لیدی کوروش نواحی شرقی را یکی پس از دیگری زیر فرمان خود در آورد و به ترتیب گرگان (هیرکانی)، پارت، هریو (هرات)، رخج، مرو، بلخ، زرنگیانا (سیستان) و سوگود (نواحی بین آمودریا و سیردریا) و ثتگوش (شمال غربی هند) را مطیع خود کرد. هدف اصلی کوروش از لشکرکشی به شرق، تأ مین امنیت و تحکیم موقعیت بود وگرنه در سمت شرق ایران آن روزگار، حکومتی که بتواند با کوروش به معارضه بپردازد وجود نداشت. کوروش با زیر فرمان آوردن نواحی شرق ایران، وسعت سرزمین‌های تحت تابعیت خود را دو برابر کرد. حال دیگر پادشاه بابِل از خیانت خود به کوروش و عهد شکنی در حق وی که در اوائل پیروزی او بر ماد انجام داده بود واقعاً پشیمان شده بود. البته ناگفته نماند که یکی از دلایل اصلی ترس «نبونید» پادشاه بابِل، همانا شهرت کوروش به داشتن سجایای اخلاقی و محبوبیت او در نزد مردم بابِل از یک سو و نیز پیش‌بینی‌های پیامبران بنی اسرائیل درباره آزادی قوم یهود به دست کوروش از سوی دیگر بود.

بابل بدون مدافعه در ۲۲ مهرماه سال ۵۳۹ ق.م سقوط کرد و فقط محله شاهی چند روز مقاومت ورزیدند، پادشاه محبوس گردید و کوروش طبق عادت، در کمال آزاد منشی با وی رفتار کرد و در سال بعد (۵۳۸ق.م) هنگامی که او در گذشت عزای ملی اعلام شد و خود کوروش در آن شرکت کرد. با فتح بابل مستعمرات آن یعنی سوریه، فلسطین و فنیقیه نیز سر تسلیم پیش نهادند و به حوزه حکومتی اضافه شدند. رفتار کوروش پس از فتح بابل جایگاه خاصی بین باستان‌شناسان و حتی حقوقدانان دارد. او یهودیان را آزاد کرد و ضمن مسترد داشتن کلیه اموالی که بخت النصر (نبوکد نصر) پادشاه مقتدر بابِل در فتح اورشلیم از هیکل سلیمان به غنیمت گرفته بود، کمک‌های بسیاری از نظر مالی و امکانات به آنان نمود تا بتوانند به اورشلیم بازگردند و دستور بازسازی هیکل سلیمان را صادر کرد و به همین خاطر در بین یهودیان به عنوان منجی معروف گشت که در تاریخ یهود و در تورات ثبت است علاوه بر این به همین دلیل دولت اسرائیل از کوروش قدردانی کرده و یادش را گرامی داشته‌است.[1]

آخرین نبرد

کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب اقوام وحشی سکا که با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت می‌پرداختند به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد. میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه‌ای بود که لشگریان کورش باید از آن عبور می‌کردند. هنگامی که کورش به این رودخانه رسید، ملکه سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد. یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند. کورش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی او، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما کرزوس امپراتور سابق لیدی که تا پایان عمر به عنوان یک مشاور به کورش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد. استدالال او چنین بود که در صورت نبرد در خاک ایران، اگر لشگر کورش شکست بخورد تمامی سرزمین در خطر می افتد و اگر پیروز هم شود هیچ سرزمینی را فتح نکرد. در مقابل اگر در خاک سکاها به جنگ بپردازند، پیروزی ایرانیان با فتح این سرزمین همراه خواهد بود و شکست آنان نیز تنها یک شکست نظامی به شمار رفته و به سرزمین ایران آسیبی نمی‌رسد. کورش این استدلال را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. پیامد این نبرد کشته شدن کورش و شکست لشگریانش بود. پس از این شکست، لشگریان ایران با رهبری کمبوجیه، پسر ارشد کورش به ایران بازگشتند. طبق کتاب "کوروش در عهد عتیق و قرآن مجید" نوشته دکتر فریدون بدره ای و از انتشارات امیر کبیر کوروش در این جنگ کشته نشده و حتی پس از این نیز با سکاها جنگیده است. منابع تاریخی معتبر در کتاب یادشده معرفی شده است.

فرزندان

پس از مرگ کورش، فرزند ارشد او کمبوجیه به سلطنت رسید. وی، هنگامی که قصد لشگرکشی به سوی مصر را داشت، از ترس توطئه، دستور قتل برادرش بردیا را صادر کرد. در راه بازگشت کمبوجیه از مصر، یکی از موبدان دربار به نام گئومات مغ، که شباهتی بسیار به بردیا داشت، خود را به جای بردیا قرار داده و پادشاه خواند. کمبوجیه با شنیدن این خبر در هنگام بازگشت، یک شب و به هنگام باده‌نوشی خود را با خنجر زخمی کرد که بر اثر همین زخم نیز درگذشت. کورش بجز این دو پسر، دارای دو دختر به نام های آتوسا و پارمیدا بود که آتوسا بعدها با داریوش اول ازدواج کرد و مادر خشایارشا، پادشاه قدرتمند ایرانی شد.

استوانه کورش

 هنگام کاوش‌ها در بابِل (۱۸۷۹-۱۸۸۲)، باستان‌شناس کلدانی، هرمز رسام یک استوانهٔ سفالین کوچک (۲۵ سانتیمتر)، به شکل بشکه یافت، که شامل یک نوشته از کوروش بزرگ بود. این استوانه که اکنون در موزهٔ بریتانیا نگهداری می‌شود، خبری از خط‌مشی کوروش بزرگ در بارهٔ اسرا می‌دهد: «من (کوروش) تمامی ساکنین پیشین آنها را گرد هم آورده و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداندم». استوانه کوروش بزرگ، یک استوانهٔ سفالین پخته شده، به تاریخ ۱۸۷۸ میلادی در پی کاوش در محوطهٔ باستانی بابِل کشف شد. در آن کوروش بزرگ رفتار خود با اهالی بابِل را پس از پیروزی بر ایشان توسط ایرانیان شرح داده است. این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آنرا به تمامی زبانهای رسمی سازمان منتشر کرد. این تأییدی است بر اینکه منشور آزادی بشریت که توسط کوروش بزرگ در روز تاجگذاری وی منتشر شده، می‌تواند از اعلامیه حقوق بشر که توسط انقلابیون فرانسوی در اولین مجمع ملی ایشان صادر شده، برتر باشد. اعلامیه حقوق بشر در نوع خود، در رابطه با بیان و ساختارش بسیار قابل توجه است، اما منشور آزادی که توسط پادشاه ایرانی (کوروش) در ۲۳ سده پیش از آن صادر شده، به نظر معنوی‌تر می‌آید. با مقایسهٔ اعلامیه حقوق بشر مجمع ملی فرانسه و منشور تأیید شده توسط سازمان ملل، با منشور آزادی کوروش، این آخری با در نظر گرفتن قدمت، صراحت، و رد موهومات دوران باستان در آن، باارزشتر نمود می‌کند. کوروش بزرگ به سال ۵۳۹ پیش از میلاد وارد شهر بابِل شد، و پس از زمستان، در اولین روز بهار رسماً تاجگذاری نمود: بی‌شمار سپاهانم به صلح در بابل گام برداشتند. روا نداشتم کسی وحشت را بر سرزمین سومر و اکد که من دوست دارم فرا آرد. نیازمندیهای بابل، تمامی پرستشگاههای آنان را پیش دیده داشتم و در بهبود زندگی همگان کوشیدم. شهروندان بابِل....... همه یوغهای ننگین بردگی را از مردمان بابل برداشتم. خانه‌های ویران شان را آباد کردم. به تیره بختیهایشان پایان دادم.

متن کتیبه کوروش
اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.
من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.
من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند.
من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کل ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر می شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.
من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.
از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.

 

 

منابع

·                     رضايي،دکتر عبدالعظيم،تاريخ ده هزار ساله ايران،تهران:اقبال،چاپ 16 ،1384،جلداول.

·                     کتاب منبعِ هرودوت، کتاب سوم، بند ِ هشتادونهم

ویکی پدیا .
 

افشاگری تکاندهنده در سازمان محیط زیست

 صدور بدون ضابطه مجوز شكار در همه سال‌هاي گذشته
 
 
مديركل ارزيابي و عملكرد و رسيدگي به شكايات سازمان حفاظت محيط زيست مدعي شد در سال‌هاي قبل شكارچيان مجاز به شكار حيوانات جوان بوده و جلوي زاد و ولد برخي از آنها را مي‌گرفتند.

محمد جعفر جوادي اضافه كرد: امسال براي نخستين بار است كه در صدور مجوز شكار محدوده سني در نظر گرفته شده است. وي تلويحاً مدعي شده است كه تاكنون در صدور مجوز شكار نوع، گونه و سن حيوانات در نظر گرفته نمي‌شده است.

اين در حالي است كه رعايت مواردي همچون سن حيوان، عدم شكار حيواني كه در فصل زاد و ولد قرار دارد، عدم شكار گونه‌هاي در معرض خطر از جمله بديهي‌ترين مقررات و ضوابط شكار تلقي مي‌شود.

اين مقام در گفتگو با خبرگزاري مهر همچنين افزوده است كه در سال جاري شكارچيان فقط اجازه شكار حيواناتي را دارند كه از دوران بهره‌وري و زاد و ولد خارج شده‌اند.

وي از برخورد جدي با متخلفان و شكارچيان غيرمجاز خبر داده و اضافه كرد در صورت تخلف هر شكارچي با كانون معرفي‌كننده آن نيز برخورد خواهد شد.

براساس آمارهاي موجود متوسط تعداد گونه‌هاي اصلي حيات وحش ايران، از قبيل گورخر، يوزپلنگ، جبير، قوچ و ميش و... طي 30 سال گذشته حدود 90 درصد كاهش يافته است و يكي از عوامل اصلي اين كاهش تأسف‌بار، شكار غيرمجاز بوده است.

 

برگرفته از همشهری آنلاین .