سلام.....اول از همه امیدوارم که حال و احوال همه ی خانم و آقایان سبز نویس وحامی محیط زیست و حیوانات..خوبه خوب باشه و شاد و همچنان با وجود تمام سختی های موجود در ایران عزیزمان مشغول نوشتن و حفظ این مجموعه های گرانبهای محیط زیستی وجانوری باشند.... مدتی است که وبلاگ بنده یک وبلاگ خاموش به حساب می آید.... ولی دوستان گرانقدر ی هستند ، که هنوز نیم نگاهی به این نوشته ها می کنند... راستش هنوز هم حوصله برای نوشتن ندارم ولی وقتی اخبار را می خوانم و می بینم بدجوری دلم می گیره..... امروز که مثل همیشه اخبار این ملک آریایی رو دنبال می کردم ( البته دارم با خودم کار می کنم که هیچ نوع اخبار سیاسی رو دنبال نکنم، تا امروز که موفق نشدم) به تیتری برخوردم بدین مظنون ... که از قول ریاست جمهور نوشته شده بود ما آشوراده را کیش دوم می کینم.... متن خبر اینجا ..... اول که خوندم مقداری به این همه درایت و آینده نگری ایشان غبطه خوردم... بعد خندیدم... و حال هم گریه می کنم.... آیا به همین راحتی ما می توانیم منطقه ایی را که هیچ گونه حساب و کتابی درباره اش نداریم به یک باره تبدیل به یک منطقه آزاد تجاری کنیم ..... آیا می شود... البته گویا کارشناسان این کار را کرده اند و نتیجه گرفته اند که ما احتیاج به کیشی دیگر در شمال این مرزو بوم داریم.....
تنها ترین جزیره خزر .... که روزگاری به همین میانکاله عزیزمان چسبیده بوده را تبدیل به منطقه آزاد تجاری کنیم ... گویا در آینده پرندگان مهاجری که به منطقه می آیند....دارای مدارک تخصصی تجارت خواهند بود و در کنار ما انسانها به تجارت و خوش گذرانی خواهند پرداخت..... ..آیا این منطقه ظرفیت ورود و خروج به مانند کیش را خواهد داشت....؟ آیا باز هم سرمایه گذارانی به بهانه سرمایه گذاری فاتحه این منطقه را خواهند خواند.....و ...... ..... واقعا نمی دانم .... در 2 قدمی همین زیبای تنها ... شهری است .. که از داشتن امکانات یک شهر ایده آل بسیار فاصله دارد... .....نداشتن یک پارک ، سینما ، هتل ، وووو .... خیلی هایی که باید رفت و دید تا باور کرد ، مردمانی خوش لباس و مهمان دوست ..که به بهانه هایی واهی و خنده دار لباسهایشان را هم دارند از دست می دهند...... شهری که روزگاری واردش می شدی... این رنگ های زیبای لباسهایشان بود که چشم را نوازش می کرد....
آقای رییس جمهور .... به فکر آبادانی همین جاهایی را که داریم باشیم.... نه ایجاد جاهای جدید... نه ایجاد هزینه بر ملت .....چه میشود اگر بیخیال آشوراده شویم . بگذاریم مهمانان سردسیری که جایشان در میانکاله روز به روز تنگ تر می شود در آشوراده که فشار زندگی آدمی بر او بسیار کم شده ... بیغوله کنند..... دست از سر میانکاله که برنمی دارند ... حداقل جاهای دیگر را با طرح های واهی نابود نکنیم....
در همین راستا و در همین خبر پاراگرافی از قول رییس جمهور بدین گونه نگاشته شده بود:
(( احمدی نژاد درباره پروژه جاده ابر گفت: دولت فقط یک مسئولیت ندارد و از سویی هم باید جاده را بسیازیم و هم باید محیط زیست و جنگل های منطقه را حفظ کنیم زیرا برخی از جنگلهای منطقه بکر و منحصر بفرد و مایه حیات و زیبایی است.
وی یادآور شد: اکنون یک اشکال فنی در این طرح وجود دارد و یک اشکال فنی بین محیط زیست و راه وجود دارد و انشاء الله مشکل حل می شود، زیرا وقتی دولت تصمیم گرفت، جاده ای بسازد، این مشکل رفع می شود. ))
بالاخره بنده متوجه نشدم !! آیا اشکالی هست یا نیست ؟ یعنی چه که وقتی دولت تصمیم گرفت، جاده ای را بسازد ، این مشکل رفع می شود. یعنی تمام کارشناسی ها و تمام برآوردهای زیست محیطی کشک چون دولت تصمیم به ساخت جاده گرفته جاده ساخته خواهد شد......
حالا با تمام این تفاصیل چه باید گفت و چه باید کرد..
یک پیشنهادبه کیش دوم یعنی آشوراده... { این دو ببر بدبخت وارداتی را هم با تشکیل یک باغ وحش استاندارد از آنهایی که در بابلسر هست...به این کیش دوم و نزدیک به میانکاله بیاوریم ..گویا بلاخره این کیش دوم هم احتیاج به یک پارک ببری شبیه به پارک دلفین ها را هم دارد دیگه ... تازه رسالت محیط زیست هم تمام میشود .. چون ببرها به میانکاله خواهند آمد.}
با احترام ،
البته نظر کارشناسی یکی از کارمندان موزه هم در نوع خودش جالبه ها .... البته اینجا یک مسئله وجود دارد ... که آیا کارمندان این چنین مکانهای نباید حداقل اطلاعات ناچیزی از حیات وحش و حیوانات داشته باشند ؟


متن خبر در اینجا و در ادامه
مسوولان خوابگاههای دانشگاه تهران طی اطلاعیهای اعلام داشتند به هر دانشجویی که در محوطه خوابگاه، گربهای را بگیرد مبلغ هفت هزار تومان پاداش پرداخت خواهد شد.
به گزارش «پارلماننیوز»، در هفته گذشته دکتراسماعیلی رییس خوابگاههای دانشگاه تهران در جمع دانشجویان خوابگاه چمران دانشگاه تهران حاضر شد، در این جلسه دانشجویان مسایل و مشکلات خوابگاهها را مطرح کردند که از آن جمله اعتراض نسبت به افزایش بیش از اندازه گربه در محیط خوابگاههای فاطمیه و چمران بود.
در این جلسه دکتر اسماعیلی عنوان کرد با شهرداری تهران مذاکراتی پیرامون جمع آوری گربه صورت گرفته است اما از آنجا که شهرداری برای جمع آوری گربه ها مبلغ 5 میلیون تومان فقط برای یک خوابگاه خواسته بین دانشگاه تهران و شهرداری توافق حاصل نشده است.
دراین جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دختر با رییس خوابگاههای تهران،دکتر اسماعیلی تاکید کرد:« میتوان بجای پرداخت این هزینه به شهرداری از خود دانشجویان بهعنوان کار دانشجویی استفاده کرد.»
وی پیشنهاد داد:«به ازای گرفتن هر گربه توسط دانشجویان دختر در خوابگاهها مبلغ ده هزار تومان پاداش پرداخت شود.»
پس از این جلسه، روابط عمومی خوابگاههای دانشگاه تهران با نصب اطلاعیهای در راهروهای خوابگاه چمران و فاطمیه از آغاز طرح جمع آوری گربه ها توسط دانشجویان علاقه مند خبر داد.
در بخشی از این اطلاعیه آمده است: از کلیه دانشجویان علاقهمند به شرکت در طرح جمعآوری گربهها در محوطه خوابگاهها ترجیحا دانشجویان جانورشناسی، دامپزشکی، زیست شناسی و ... دعوت بعمل میآید در این طرح شرکت کنند.
همچنین در این اطلاعیه تاکید شده ابزار لازم مانند قفس در اختیار دانشجویان قرار میگیرد و در ازای تحویل هر یک گربه مبلغ 7 هزار تومان پرداخت خواهد شد.
نصب این اطلاعیه موجب عصبانیت برخی از دانشجویان شده، به نحوی که با پاره کردن این برگهها واکنش نشان داده و آن را توهین به قشر دانشجو عنوان کردهاند.
پلنگ لرستانی که تا پیش از این منقرض شده اعلام شده بود و با زندگی مرموز و پنهانی حیات خود را تامین شده می پنداشت امروز به رغم خوشحالی که از حیات خود در میان دوستداران طبیعت برانگیخته است اما زمینه های مخاطرات جانی خود را فراهم کرده است....وی با بیان اینکه احتمال زیر قطار رفتن این پلنگ نزدیک به صفر است، عنوان کرد: با توجه به اینکه این گونه از گربه سانان در کسری از ثانیه عکس العمل نشان می دهد امکان زیر قطار رفتن آن بسیار ضعیف است.
در حالیکه خبرگزاری مهر در گزارشهای متعددی نسبت به استمرار شکار پلنگ لرستانی هشدار داده اما در اولین ماه از سال جاری این استان شاهد مرگ دو قلاده دیگر از این گونه کم نظیر بوده است.
به گزارش خبرنگار مهر در خرم آباد، روز گذشته خبر پیدا شدن لاشه یک قلاده پلنگ روی ریل قطار که پیش بینی می شد با قطار برخورد کرده باشد انتشار یافت که مسئولان محیط زیست لرستان ارائه اطلاعات تکمیلی را منوط به بررسیهای کارشناسی دانستند.
سرپرست گارد حفاظت محیط زیست استان لرستان در این رابطه به خبرنگار مهر در خرم آباد گفت: روز گذشته لاشه پلنگ یاد شده به اداره کل محیط زیست لرستان انتقال یافت که پس از هماهنگی با دامپزشکی استان از لاشه این پلنگ نمونه برداریهای لازم صورت گرفته است.
نمونه برداری از لاشه پلنگ لرستانی برای تشخیص علت مرگ
محمد حسین سپهوند تصریح کرد: ولی در معاینه اولیه علت قطعی مرگ این پلنگ تشخیص داده نشد تا نمونه گرفته شده برای بررسی به آزمایشگاه ارائه شود.
وی به خونریزی شدید در بدن این پلنگ، ضربه به سر و خون مردگی اشاره کرد و گفت: ظواهر امر نشان از برخورد پلنگ با قطار دارد اما هنوز این امر به قطعیت نرسیده است.
سرپرست گارد حفاظت محیط زیست استان لرستان با بیان اینکه لاشه این پلنگ توسط ماموران راه آهن تحویل داده شده است، عنوان کرد: با توجه به اینکه پلنگ یک گونه بسیار چالاک است برخورد با قطار به اعتقاد من عجیب به نظر می رسد.
با توجه به چالاکی پلنگ برخورد این گونه با قطار جای تردید دارد
سپهوند ادامه داد: از سوی دیگر با توجه به اینکه پلنگ گونه ای است که کمتر به محیط های زندگی انسان مراجعه می کند و زندگی مخفیانه ای دارد برخورد با قطار و مرگ به این علت کمی با تردید مواجه است.
وی اعلام نهایی علت مرگ را منوط به گزارش آزمایشگاه دامپزشکی دانست و گفت: پلنگ کشته شده در روز گذشته یک پلنگ نر بوده که با حدود دو سال سن بیش از 178 سانتیمتر طول داشته است.
شکار یک قلاده پلنگ دیگر در لرستان، شکارچی که از شکار خود فیلم تهیه کرد
سرپرست گارد حفاظت محیط زیست استان لرستان همچنین از شکار یک قلاده پلنگ دیگر طی یک ماه اخیر خبر داد و گفت: در منطقه شول آباد لرستان این پلنگ با یک قبضه اسلحه کلاشینکف توسط یکی از شکارچیان منطقه به قتل رسیده است.
سپهوند با اشاره به اینکه شکارچی یاد شده از روند شکار این پلنگ اقدام به تهیه فیلم نیز کرده است، عنوان کرد: پس از اینکه فیلم مورد نظر توسط همیاران محیط زیست مشاهده شد پیگیریهای قضایی توسط محیط زیست استان آغاز شد که با گرفتن نیابت قضایی و بازرسی از منزل شکارچی یک قبضه سلاح مورد نظر کشف شد.
وی تصریح کرد: همچنین دستور دستگیری شکارچی مورد نظر نیز از سوی محکام قضایی صادر شده است.
سه سال و مرگ شش قلاده پلنگ بی نظیر لرستان
سرپرست گارد حفاظت محیط زیست استان لرستان با اشاره به اینکه در یک ماه اخیر دو مورد از کشته شدن پلنگ در لرستان گزارش شده است، یادآور شد: این در حالی است که به طور تقریبی در سه سال اخیر حدود شش قلاده پلنگ در این استان شکار شده است.
سپهوند با اشاره به تمهیدات اندشیده شده برای حفاظت از این گونه منحصر به فرد، عنوان کرد: با سازمان هماهنگی های لازم انجام شده است که نیروی ویژه در محل زیستگاههای این گونه مستقر شود.
وی همچنین با اشاره به بررسیهای کارشناسی توسط کارشناسان این سازمان در راستای شناسایی و سرشماری این پلنگ در استان، خاطر نشان کرد: در مجموع حفاظت از این گونه با توجه به وسیع بودن زیستگاه آن و شرایط خاص توپوگرافی رشته کوههای زاگرس نیازمند امکانات و نیروی مازاد است.
بزرگترین گونه پلنگ دنیا، پلنگ زاگرس است
سرپرست گارد حفاظت محیط زیست استان لرستان با بیان اینکه بزرگترین گونه پلنگ در دنیا پلنگ ایرانی و در میان پلنگ های ایرانی، پلنگ زاگرس است، عنوان کرد: از سوی دیگر فرهنگ سازی در زمینه حفاظت از این گونه بی نظیر از سوی رسانه ها به ویژه صدا و سیما ضروری است.
سپهوند با تاکید بر اینکه حفاظت از این گونه با امکانات و نیروی محدود محیط زیست امکان پذیر نیست، خواستار مشارکت و همکاری مردم به ویژه عشایر و روستائیان منطقه در این زمینه شد.
و اما یک کارشناس محیط زیست در این زمینه در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: در مجموع طی سه سال اخیر بدون احتساب پلنگی که روز گذشته لاشه آن پیدا شده حدود پنج قلاده پلنگ در این استان کشته شده است که مجرمان نیز دستگیر شده اند.
احتمال زیر قطار رفتن پلنگ بسیار ضعیف است
علی رحیم کاکاوند در مورد علت مرگ پلنگی که روز گذشته روی ریل قطار پیدا شد نیز عنوان کرد: پلنگ یک گونه بسیار هوشمند است که از ماشین آلات و تردد خودروها در جاده ها به شدت گریزان است.
وی با بیان اینکه احتمال زیر قطار رفتن این پلنگ نزدیک به صفر است، عنوان کرد: با توجه به اینکه این گونه از گربه سانان در کسری از ثانیه عکس العمل نشان می دهد امکان زیر قطار رفتن آن بسیار ضعیف است.
این کارشناس محیط زیست احتمال مسمومیت این پلنگ را رد نکرد و گفت: اما امکان زیر قطار رفتن این پلنگ حتی اگر سرعت قطار نیز بالا باشد مورد تردید است.
افزایش ضریب حفاظتی زیستگاه های پلنگ لرستانی ضروری است
کاکاوند با تاکید بر ضرورت اندیشیدن تمهیدات ویژه برای حفاظت از این گونه منحصر به فرد، خاطر نشان کرد: افزایش ضریب حفاظتی زیستگاههای این گونه که مستلزم برخورداری از نیروی کافی و تجهیزات به روز و متناسب با ماموریت نیروها است یکی از مواردی است که باید مد نظر قرار گیرد.
وی همچنین با تاکید بر ضرورت اتخاذ سیاست های حمایتی دولت از زیستگاههای این گونه، یادآور شد: فرهنگسازی زیست محیطی نیز در راستای حفاظت از پلنگ لرستانی به عنوان یک میراث ملی ضروری است.
تنها 20 قلاده پلنگ در لرستان شناسایی شده است
مدیر کل سابق محیط زیست لرستان همچنین در مورد تعداد پلنگ های موجود در استان، عنوان کرد: بر اساس آخرین سرشماریها حدود 20 قلاده پلنگ در لرستان شناسایی شده است.
کاکاوند عمده زیستگاه های این گونه را سفید کوه، ارتفاعات پلدختر، هشتادپهلو، اشترانکوه، سپیددشت و ...دانست و یادآور شد: در صورت ایمن شدن زیستگاههای این گونه به طور قطع نمود بیشتری پیدا خواهند کرد.
وی با بیان اینکه در گذشته در منطقه "گرین" لرستان به وفور انواع پلنگ یافت می شده است، عنوان کرد: حتی زمانی در این منطقه پلنگ سیاه نیز زیست می کرده است که متاسفانه مدت هاست این گونه مشاهده نشده است.
کاهش حفاظت منجر به مهاجرت و کاهش جمعیت پلنگ می شود
این کارشناس محیط زیست با تاکید بر اینکه این گونه به دلیل آزار و اذیت انسان زندگی کاملا مخفیانه ای دارد، یادآور شد: در مقاطعی که ضریب حفاظتی از این گونه کاهش پیدا کند احتمال مهاجرت و یا کاهش جمعیت آنها وجود دارد.
پلنگ لرستانی گونه منحصر بفردی است که تا پیش از سال 85 به مدت بیش از دو دهه هیچ اثری از این گونه بی نظیر مشاهده نشد اما شکارچیان به محض اطلاع از ادامه حیات اینگونه دست به کار شدند تا اینبار رنگ واقعیت به انقراض اینگونه بخشند.

پلنگ لرستانی که تا پیش از این منقرض شده اعلام شده بود و با زندگی مرموز و پنهانی حیات خود را تامین شده می پنداشت امروز به رغم خوشحالی که از حیات خود در میان دوستداران طبیعت برانگیخته است اما زمینه های مخاطرات جانی خود را فراهم کرده است.
تا پیش از سال 85 به مدت بیش از دو دهه هیچ گونه نشانی از این پلنگ زیبا در پهنه لرستان مشاهده نشد تا جایی که محیط زیست، پلنگ لرستانی را از جمله گونه های منقرض شده پلنگ در فهرست خود ثبت کرد.
روند حیات پنهانی این گونه تا سال 85 استمرار یافت تا اینکه در سال 86 برای بار دیگر پس از دو دهه پلنگ لرستانی در منطقه تنگ هفت لرستان مشاهده شد.
مشاهده این گونه نادر پس از دو دهه به رغم اینکه موجی از خوشحالی در میان دوستداران طبیعت ایجاد کرد اما مجالی شد تا بار دیگر آمار کشته شدن این گونه توسط شکارچیان افزایش یابد.
قصه زندگی پلنگ لرستانی اینگونه اذهان را نهیب می زند که شاید این گونه منحصر به فرد در صورتی که پنداشته شود که منقرض شده امید بیشتری به زندگی خواهد داشت.
به هر حال فکر کردن به اینکه یک شکارچی با تهیه یک قبضه اسلحه پیشرفته از روند قتل و شکار کردن یکی از بی نظیرترین گونه های پلنگ دنیا با لذت تمام فیلم تهیه کند از یک سو قلب هر دوستدار محیط زیست را به درد می آورد و از سوی دیگر ضرورت چاره اندیشی مسئولان ذیربط را آشکارتر می سازد.
این هم قابل توجه کسانی که از موضوع ماهی قرمز دفاع می کنند ..و مخالفان حضور این موجود نازنین را در سفره هفت سین ، سانتیمانتال می نامند ... تصاویر خود گویاست .













منبع خبر اینجا
خبرگزاری میراث فرهنگی: وزارت راه قصد دارد تا با احداث جاده از منطقه الموت به تنكابن مسير دسترسي جديدي از استان قزوين به شمال ايران ايجاد كند. اين در حالي است كه منطقه شكار ممنوع الموت محل گونه هاي جانوري كميابي مانند خرس قهوهاي، هوبره، كل، پلنگ و سياه گوش است و احداث اين جاده به تخريب زيستگاه اين جانوران كمياب مي انجامد.همچنين احداث اين جاده به طول حدود 40 كيلومتر باعث تخريب جنگلهاي بكر تنكابن ميشود.
جنگلهاي دوهزار و سه هزار تنكابن يكي از جاذبههاي گردشگري مشهور منطقه شمال ايران است. اما احداث جاده جديد به طور قطع با تخريب جنگل ها و الودگي هاي زيست محيطي همراه خواهد بود.
فعالان محيط زيست معتقدند هرگونه فعاليت راهسازي مي تواند موجب حساسيت گونه ها و در نتيجه تغيير فرايند رشد و کيفيت زندگي حيات وش و طبعيت شود. توليد صداهاي ناهنجار و خراشيدن طبيعت بر اثر راهسازي به خودي خود مي تواند موجب ترس و تغيير مکان فعاليت گونه ها شود.
تاكنون سازمان حفاظت محيط زيست اقدام جدي در مخالفت با احداث اين جاده انجام نداده است، اما مخالفتخود را با اين پروژه نشان داده است.
پيش از اين معاون سابق محيط طبيعي سازمان محيط زيست گفته بود كه اين سازمان مخالفتي با احداث اين جاده ندارد و بر اساس ماده 12 آيين نامه قانون حفاظت هر گونه فعاليت توسعه اي در اين منطقه مانعي ندارد و دستگاههاي توسعه اي با هماهنگي سازمان محيط زيست مي توانند فعاليت کنند لذا راهسازي در اين منطقه مانعي ندارد.
به نظر مي رسد بار ديگر پروژه احداث جاده قزوين - تنکابن که پيشتر به دليل احتمال بر هم خوردن تعادل زيستي حيات وحش منطقه بر اثر احتمال بروز تصادفات رانندگي متوقف شده بود، بار ديگر در دستور کار اداره راهسازي قرار گرفته است.
احداث جاده درجنگل هاي ايران يكي از بزرگترين چالشهاي زيست محيطي محسوب ميشود كه علاوه بر تخريب جنگلها باعث از بين روند گونه هاي گياهي، تغييرات اكولوژيكي و تخريب زيستگاه حيات وحش ميشود.
پيش از اين با مخالفت فعالان محيط احداث و تعريض جاده در جنگل ابرشاهرود متوقف شد. اما اين بار در منطقهاي ديگر از ايران احداث جاده به قصد دسترسي سريعتر در دستور كار قرار گرفته است.
| وزارت راه در گذر جاده از الموت جدی است | |||||||||||||||||||||||||||||
| مجری طرح گذر راه از منطقه حفاظت شده "الموت" در قزوین از قصد جدی وزارت راه برای گذر جاده از محل زندگی حیات وحش در این منطقه خبر داد. | |||||||||||||||||||||||||||||
|
رمضانعلی شهبازی در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: در حال حاضر مشغول فعالیت در منطقه هستیم و پیش از فعالیت ارزیابیهای زیست محیطی لازم انجام شده است و در حال حاضر هیچ مانعی برای ادامه فعالیت وجود ندارد. چرا که ما مصوبه هیات دولت را اجرا می کنیم که در آن مصوبه رئیس سازمان محیط زیست حضور داشته است. این مقام اجرای پروژه راه در منطقه الموت قزوین افزود: بحث تونلها در دستور کار ما قرار داشت و برای احترام به دستگاههایی که با ما همکاری می کنند بخشی از خواسته های آنها را مد نظر داریم و برای نمونه تونلهایی را در مسیری 2 تا 3 کیلومتر برای عبور حیوانات وحشی که قصد نوشیدن آب از رودخانه طالقان را دارند، ایجاد می کنیم. شهبازی در خصوص آسان شدن دسترسی شکارچیان برای از پا درآوردن حیوانات وحشی با کشیدن راه در این منطقه تاکید کرد: اتفاقاً بعد از شلوغ شدن مسیر دیگر شکارچیان فرصت کمین در الموت را ندارند و نمی توانند شکار کنند. پیش از این معاون وقت محیط طبیعی سازمان محیط زیست در مورد چگونگی مجوز ارزیابی زیست محیطی برای گذر جاده از زیستگاه الموت در قزوین به مهر گفته بود: طبق ماده 12 آیین نامه حفاظت راهسازی مانعی ندارد و این منطقه شکار ممنوع است و سازمان تنها وظیفه جلوگیری از شکار را دارد نه راهسازی.
| |||||||||||||||||||||||||||||
دکتر محمد لطفيزاده در گفتوگو با خبرنگار دامپروري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دهم دسامبر را بهانهاي براي توجه بيشتر به حيوانات دانست و تأکيد کرد: خانوادهها بايد مساله رويارويي فرزندانشان با حيوانات را مهم تلقي کنند.
وي با تأکيد بر نقش مهم رسانههاي عمومي در فرهنگسازي گفت: کودکان بايد توسط والدين خويش نحوه رفتار صحيح با حيوانات را آموزش ببينند و احترام به حقوق حيوانات را فرا گيرند.
لطفيزاده سنگپراني به حيوانات و دنبال کردن آنها را مغاير فرهنگ اسلامي و ايراني دانست و گفت: والدين بايد کودکان خود را آموزش دهند که حيوان يک موجود زنده و داراي حق حيات است و مانند اسباب بازي نبايد به آن نگريسته شود.
وي در ادامه چهار مولفه درد، رنج، بهرهکشي و مرگ را چالشهاي اساسي حقوق حيوانات در دنيا و کشورمان دانست و افزود: متأسفانه در آزمايشگاهها و در جريان تحقيقات علوم مختلف، حيوانات به يک يا بيشتر از اين مؤلفهها دچار ميشوند و اصول مدوني در اين باره از سوي بخش زيادي از محققين کشورمان رعايت نميشود.
لطفيزاده با انتقاد از برگزاري سيرک حيوانات که در برخي کشورهاي غيراسلامي ممنوع شده است، افزود: سازمان حفاظت محيط زيست بايد از صدور مجوز برگزاري چنين مراسمي که مستلزم درد و رنج و گرسنگي حيوانات براي شادماني انسانها است، اکيداً پرهيز كند.
رييس مرکز مجازي پژوهشهاي راهبردي دامپزشکي کشور همچنين از وضعيت حيوانات باغ وحش تهران ابراز نگراني کرد و افزود: متأسفانه باغ وحش تهران روند رو به رشدي ندارد و مسوولان مربوط بايد در سه زمينه محل نگهداري براي تأمين رفاه حيوانات، تغذيه مناسب و پيشگيري از ابتلا به بيماريهاي مختلف اقدامات عاجلي انجام دهند.
به گزارش سایت «ام.اس.ان.بی.سی»، در این اکتشاف، در کنار بقایای اجساد سربازان تنومند، حجم بزرگی از تجهیزات نظامی از جمله سلاحهای برنزی، دستبندهای نقرهای، گوشوارهها به همراه صدها استخوان در یک منطقه عظیم بیابانی در منطقه صحرایی دور افتاده غرب مصر کشف شده که بر پایه استنادات تاریخی، بقایای سربازان ایرانی کامبیز دوم، پادشاه هخامنشی ایران باستان ـ که اعراب نام او را به کمبوجیه تغییر دادهاند ـ است. این سربازان در 525 سال پیش از میلاد مسیح بر اثر گرفتار شدن در یک توفان شن، زنده در زیر لایههای شن صحرا مدفون شده بودند.
در این باره، «داریو دل بوفالو»، عضو تحقیقات دانشگاه «لچه» ایتالیا به کانل دیسکاوری آمریکا گفته است: نخستین نشانه برای این موضوع را میتوان در یادداشتهای تاریخدان یونانی آقای هرودت دید.
این کشف، یکی از معماهای تاریخی را که توسط هرودوت مورخ یونانی گزارش شده حل کرده است. هرودوت ـ 484-425 پیش از میلاد ـ در کتاب تاریخ خود آورده است، کامبیز، فرزند کوروش، پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سیوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بتپرست ـ معبد آمون در مصر که یکی از ساتراپها یا استانهای ایران به شمار میرفت ـ که سر به شورش برداشته بودند ـ مقابله کند.
این سربازان پس از هفت روز راهپیمایی در بیابان به منطقهای میرسند که هماکنون با نام «الخرقه» شناخته میشود و پس از آن بود که سربازان ایرانی ناپدید شدند و هیچ کس اثری از آنها نیافت.
هرودوت در تاریخ خود به بادهای شدیدی اشاره میکند که همزمان با حضور ایرانیان از سمت جنوب وزیدن گرفت و گردبادها و توفانهای شن عظیم حاصل از آن سربازان ایرانی را در بر گرفت.
این گزارش میافزاید: داستان گم شدن ارتش کامبیز ـ کمبوجیه ـ در یادها ناپدید شد و هیچ ردپایی از سربازن ایرانی به دست نیامد تا اغلب دانشگاهیان آن را داستانی خیالی بپندارند.
اما اکنون دو دانشمند باستانشناس ایتالیایی ادعا میکنند که شواهد برجستهای یافتهاند که ارتش ایران در توفان شنها دفن شده است. دو برادر ایتالیایی به نامها «آنجلو» و «الفردو» کستیگلیونی که به خاطر کشف مشهور خود در بیست سال پیش در شهر تاریخی مصر، «شهر طلا»، معروفیت جهانی پیدا کرده بودند، ادعای جدیدی را مطرح کردهاند.
فیلم باستانشناسی که در فستیوال «روورتو» نشان داده شده، بیانگر تحقیق سه ساله و همچنین پنج سال اعزام هیأت باستانشناسی به این منطقه است. آنها در سال 1996 شروع به این فعالیت کردند که البته آنها آهنآلاتی را در نزدیکی «سیوا» پیدا کردند و در حالی که آنها روی منطقه کار میکردند، اجساد و استخوانهای انسانهای را در یک گودال یافتند که آنها این گودال را یک پناهگاه طبیعی در نظر گرفتند؛ آن یک صخره به طول 114.8 فوت و 5.9 فوت عرض و 9.8 فوت عمق یافتند. از این پناهگاهای طبیعی زیاد در صحرا یافت میشود، اما این یکی در آن منطقه تنها پناهگاه بوده است و اندازه آن برای پناه بردن و در امان ماندن از توفان شن مناسب است؛ اما فلزیابهای یک باستان شناس مصری، تعدادی خنجر برنزی و چندین کمان پیدا کرد.
هرچند آنها ابزارآلات کمی پیدا کردند، این ابزارآلات بسیار مهم بودند، چراکه آنها ابزار آلات ابتدای هخامنشیان بوده و عصر آنها به زمان کامبیز ـ کمبوجیه ـ برمیگردد که در یک منطقه نزدیک سیوا در زیر ماسهها به دست آمدهاند.
همچنین حدود یکچهارم مایل دورتر از پناهگاه تیم باستانشناسی نیز یک بازوبند نقرهای پیدا شده و همچنین گوشآویز و چندین حلقه که شبیه تکههای گردنبند بودند. تجزیه و تحلیل گوشوارها ـ البته بنا بر عکسهای به دست آمده ـ نشان میدهد که آنها مطمئنا به دوران هخامنشیان تعلق داشتهاند. حلقههای کروی که از نقره ساخته شدهاند و یک آویز کوچک از نقره که در پنج قرن پیش از میلاد مسیح در ترکیه به دست آمده است، مشابه همین آویز است. آنها همچنین گورهای دست جمعی با هزاران استخوان سفید پیدا کردهاند و میگویند که بقایای لشکر کامبیز ـ کمبوجیه ـ نیز باید در این منطقه باشد.
با این اوصاف جا دارد که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به همراه باستان شناسان ایرانی با تحقیقات و همکاری تنگاتنگ با دانشگاه «لچه» بتوانند به نحو احسن از این کشفیات جدید برای بها گذاشتن به فرهنگ و تاریخ کشور، کارهای لازم را برای همکاری دانشگاهی و فرستادن باستان شناسان ایرانی به کشور مصر انجام دهند.
اما در پايان، لازم به یادآوری است که چند پيامد بياطلاعي عمدي و سهوي عامه مردم ايران و بسياري از دستاندر کاران فرهنگي کشور نسبت به فرهنگ، تاريخ و تمدن کهن ايران زمين را که سبب شده حتي مسئولان متولي حفظ ميراث فرهنگي از پاسداشت ميراث گرانبار نياکانمان غافل بمانند، برشماريم:
1- از وجود خانه و زادگاه نظامي گنجوي در روستاي «تا» در تفرش، حتي بسياري از مسئولان ميراث فرهنگي و مردم منطقه آگاهی ندارند. اين گونه است که مسئولاني که در هفته گذشته، قول بازسازی آثار تاريخي دولت باکو در گنجه و دیگر نقاط آن سامان را (که مدعي هستند نظامي گنجوي شاعر ملي آنها و نه ايرانيان است!) به آنان دادهاند، خانه نظامي در ايران را به عنوان يک اثر ارزشمند تاريخي که به ويرانهاي تبديل شده، به حال خود رها کردهاند...
2- فراموش نکردهايم که کوتاه زماني پس از کشف لوح سنگي حکاکي شده در جزيره خارک که به عنوان سندي تاريخي از نام خليج فارس و حاکميت تاريخي ايرانيان بر اين منطقه به شمار میرفت، دستهاي ناپاک ضد ايراني شبانه با پتک و تيشه به جان اين ميراث ارزشمند و سند تاريخي افتادند و آن را نابود کردند...
3- ايرانيان ميهن دوست فراموش نکردهاند که مسئولان ميراث فرهنگي با تأکيد بر اين که چون اشيای تاريخي ارزشمندي در غارهاي تاريخي تنگه بلاغي نزديک پاسارگاد پيدا نکردهاند(!) پس اين غارهاي هخامنشي (به زعم آنان) ارزشي نداشته و اين گونه بود که مجوز ايجاد سد سيوند صادر شد که علاوه بر زير آب بردن و نابود کردن غارهاي تاريخي تنگه بلاغي، در دراز مدت سبب آسیب تدريجي به پاسارگاد، مقبره کوروش هم خواهد شد.
4- بنا بر گزارشها و عکسهاي ارسالي در هنگام بازسازی (!) مقبره کوروش در سال گذشته که با صدمه به اين بناي ارزشمند همراه بود، استخوانهاي کشف شده در سقف بنا ـ که به احتمال قوي بخشهايي از جسد کوروش بوده است ـ گفته میشود به وسيله مسئولان و کارگران مرمت کار در سطل زباله دور ريخته شده است!
فراموش نکنيم که تازيان بلافاصله پس از تسخير ايران به عنوان نخستين اقدام، همه مورخان و هر آن که نسبت به گذشته پرشکوه ايران آگاه بود، از دم تيغ گذراندند تا ايرانيان از تاريخ خود بي خبر بمانند، ولي بعدها پس از دو قرن سکوت اجباري، فردوسي بزرگ با شاهنامهاش، پيشينه تاريخ مورد فراموشي قرار گرفته نياکانمان را زنده کرد...
به نقل از خبر گزاری تابناک
شاهد هستیم که چگونه میراث مان به خاطر سوء مدیریتی در کشور روز به روز و حتی ساعت و ثانیه به ثانیه از بین میرود و هیچ کس پاسخگو نیست ، همین وضع در مورد محیط زیست مان و حیات وحش کشورمان با سرعتی ده ها بار بیشتر پیش می رود و متاسفانه مدیرانی که نه تنها از جنس بدنه محیط زیست نیستند بلکه افرادی سیاسی با مدیریت های غیر محیط زیستی در جایگاه اول این سازمان می نشینند .. حال بهتر است این سربازان دلیر ایران زمین در همان صحرا بمانند ، چرا که آنجا احترام بیشتری برای آنها وجود دارد نه در این خاکی که ... زدگی حرف اول را می زند ، حال آنکه تاریخمان را نیز آقایان زیر سئوال برده اند ....و از این جا به بعد است که کودکان و نو جوانان عزیز مان از این پس فقط می دانند که جمهوری اسلامی از کی به وجود آمده است ... و تاریخ قبل از آن هیچ ... وای به حال ما ...وای به حال ما .... وای به حال آیندگان ما ....
رضا شیرازی















<